X
تبلیغات
نحـوه طـرح دعـاوی در محـاکـم قـضایـی























نحـوه طـرح دعـاوی در محـاکـم قـضایـی

عملکرد دادسـرا و دادگـاهـها

يكي از مباحث مطرح شده در قانون آيين دادرسي در امور مدني بحث تصرف عدواني، تعريف آن و هم چنين تشخيص اينكه موضوع مطرح شده شامل دعوي تصرف عدواني مي شود يا خير مي باشد. عوام بر اين باورند كه چنانچه زمين آنها توسط ديگران مورد تصرف قرار گرفت و يا اينكه اجازه انجام عمليات كشت و زرع و يا اينكه اجازه ورود به زمين و يا ... از آنها گرفته شد مي بايستي شكايت تصرف عدواني در دادگاه مطرح نمايند، در حالي كه حسب تعاريف قانوني موجود همه آنها شامل تصرف عدواني نبوده و اگر تعريف قانون با موضوع مورد بحث مطابقت داشته باشد مي بايستي به طرح دعوي تصرف عدواني اقدام نمود.

تعريفي كه قانون از دعواي تصرف عدواني مطرح نموده اين است كه ... ادعاي متصرف سابق مبني بر اينكه ديگري بدون رضايت او مال غير منقول را از تصرف وي خارج كرده و اعاده تصرف خود را نسبت به آن مال درخواست مي نمايد ...

بنابراين اولين ركن تشكيل دهنده دعواي تصرف عدواني، سابقه تصرف شخص شاكي در گذشته مي باشد يعني اينكه مثلاً شما مالك يك قطعه زمين كشاورزي مي باشيد و مدت پنچ سال است كه در آن تصرف داشته و مشغول به كشاورزي مي باشيد حال فردي بدون رضايت شما اين مال غير منقول شما را ( زمين كشاورزي ) از تصرف شما خارج كرده است به عبارتي ديگر خودش در آن كشاورزي نمايد و يا اينكه آثار تصرفش مشهود باشد و شما نيز با طرح دعوي تصرف عدواني اعاده وضع به حال سابق ( بازگشت تصرف شما در اين زمين ) را خواستار مي شويد.

در دعاوي تصرف عدواني شاكي بايد ثابت نمايد كه موضوع دعوا قبل از خارج شدن ملك از تصرفش در تصرف و استفاده وي بوده و بدون رضايت او و يا به وسيله غير قانوني از تصرف وي خارج شده است.

در دعواي تصرف عدواني، ارائه سند مالكيت دليل بر سابقه تصرف و استفاده از حق مي باشد.

بنابراين اولاً بايد به دادگاه ثابت نماييد كه سابقه تصرف در گذشته را داشته ايد ثانياً مال مورد نظر غير منقول باشد ثالثاً ديگري بدون رضايت شما مال را از تصرفتان خارج كرده باشد. نكته مهم ديگر در اين خصوص اثبات مالكيت شما در مال مورد نظر در صورت نداشتن سند رسمي مي باشد. چنانچه قبل از اثبات مالكيت، به طرح دعوي تصرف عدواني اقدام نماييد به شما مهلت لازم براي اثبات مالكيت داده خواهد شد و اگر در مهلت تعيين شده به اين امر اقدام ننماييد دعوي تصرف عدواني شما رد مي شود.

فلذا دقت لازمه را در زمينه بنماييد.

نوشته شده در سی ام خرداد 1390ساعت 7:3 بعد از ظهر توسط مـریـم |

يكي ديگر از اوراقي كه در محاكم قضايي موجود بوده و مورد استفاده بسياري از افراد قرار مي گيرد اظهارنامه است. بنابراين چنانچه براي خود مدعي حق و يا ديني هستيد، مي توانيد قبل از طرح دعوي و تشكيل پرونده، خواسته مورد نظر خود را به واسطه نوشتن اظهارنامه از طرف مقابل خود بخواهيد. در برگ اظهارنامه، براي انجام خواسته مورد نظر، براي طرف مقابل خود، بسته به نوع خواسته و مدت زمان لازم براي انجام آن، مهلتي تعيين نماييد. اوراق اظهارنامه در محاكم دادگستري موجود بوده و به ازاي هر يك نفر، سه برگ مي بايستي تنظيم شده و پس از ابطال تمبر توسط اداره ثبت اسناد و املاك و يا دفاتر دادگاهها، به طرف مقابلتان ابلاغ مي گردد، چنانچه در مهلت هاي تعيين شده، خواسته شما توسط طرف مقابلتان انجام نشد، مي توانيد به طرح دعوي اقدام نموده و برگ اظهارنامه ابلاغ شده را نيز پيوست دادخواست خود نماييد. بايد بدانيد كه نوشتن اظهارنامه قبل از طرح دعوي و يا تشكيل پرونده داراي دو مزيت بزرگ خواهد بود. اولاً: با ارسال اظهارنامه اين امر را به دادگاه اثبات مي نماييد كه قبل از تشكيل پرونده، خواسته خود را به صورت مسالمت آميز، از طرف مقابل خود خواسته ايد و اين نشان دهنده حسن نيت شما بوده و روال دادرسي بهتري را پشت سر خواهيد گذاشت. ثانياً: امكان انجام خواسته شما در مقابل اظهارنامه ارسال شده از سوي طرف مقابل وجود دارد و اين امر شما را از تشكيل پرونده و ابطال تمبر و گذشت مدت زمان طولاني سير دادرسي بي نياز مي كند.

به عنوان مثال اظهارنامه تمكين از سوي زوج، اظهارنامه در خصوص تنظيم سند رسمي انتقال در مبحث عقود و قراردادها، مطالبات ديون و ...

فلذا برگ اظهارنامه را جدي بگيريد و به خيال آنكه جزو اوراق بي اهميت است از آن به آساني نگذريد.

نوشته شده در بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 5:21 بعد از ظهر توسط مـریـم |

يكي از مباحث مهم و اساسي در اكثر پرونده هاي مطرح شده در محاكم قضايي، حفظ و نگهداري وضعيت موجود براي استفاده در روال دادرسي است . بنابراين چنانچه در مواردي متحمل خساراتي شده ايد به عنوان مثال اتومبيل شما در سانحه تصادف مورد آسيب قرارگرفته و يا اينكه محصولات كشاورزي شما در اثر اقدامات مجرمانه افرادي و يا هر دليل ديگري تخريب گرديده و شما از اين حيث دچار خسارات مالي شده ايد و اگر نسبت به حفظ دلايل موجود اقدام ننماييد تا زمان تشكيل پرونده تخريب و يا ... و زمان وقت دادرسي، مطمئناً مدت زماني خواهد گذشت و آثار تخريب موجود به دليل مرور زمان از بين رفته و حقوق شما در اين ميان تضييع خواهد شد. فلذا قانون براي جلوگيري از تضييع حقوق شما در چنين مواردي بحث تأمين دليل و حفظ آثار موجود را پيش بيني كرده تا شما بتوانيد با تقديم درخواست تأمين دليل با جلب نظر كارشناس به محاكم قضايي مربوطه، آثار موجود را حفظ نموده و در زمان لازم در پرونده اصلي خود استفاده نماييد.

هم چنين در مواردي كه احتمال بدهيد در آينده، استفاده از دلايل و مدارك دعواي شما از قبيل تحقيق محلي و كسب اطلاع از مطلعين و استعلام نظر كارشناسان يا دفاتر تجاري يا استفاده از قرائن و نشانه هاي موجود در محل و يا دلايلي كه نزد طرف دعوا يا ديگري است غير ممكن يا سخت خواهد شد ( به قول قانون آيين دادرسي در امور مدني متعذر و متعسر گردد ) مي توانيد از دادگاه درخواست تأمين دليل آنها را بنماييد. بنابراين دقت نماييد كه اولاً منظور از تأمين دليل، حفظ و نگهداري آثار موجود در نظريه كارشناسي است. ثانياً اين امر به موجب برگ درخواست با جلب نظر كارشناس رسمي دادگستري در رشته مورد نظر انجام مي شود .

بايد بدانيد كه درخواست تأمين دليل ممكن است در هنگام دادرسي و يا قبل از طرح دعوي باشد.

لازم به ذكر است كه درخواست تأمين دليل بايد حاوي نكات زير باشد:

1-    مشخصات درخواست كننده و طرف مقابل او

2-    موضوع دعوايي كه براي اثبات آن درخواست تأمين دليل مي شود.

3-    اوضاع و احوالي كه موجب درخواست تأمين دليل شده است

در اموري كه فوريت داشته باشد، دادگاه بدون احضار طرف مقابل اقدام به تأمين دليل مي نمايد.

در صورتي كه تعيين طرف مقابل براي درخواست كننده تأمين دليل ممكن نباشد به عنوان مثال اتومبيل شما در خيابان دچار صدمه از سوي فرد و يا اتومبيلي ديگر شده باشد و شما ندانيد كه فرد مقصر كيست، تأمين دليل بدون تعيين طرف مقابل پذيرفته و به جريان گذاشته خواهد شد.

اميدوارم كه به اهميت اين مبحث پي برده و در مواقع لزوم از آن استفاده كنيد.

 

نوشته شده در بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 10:3 بعد از ظهر توسط مـریـم |

 

                وبلاگ جدید " به پاس قلب بزرگی که فریادرس است ... " راه اندازی شد

                                            آدرس saghiya.blogfa.com

نوشته شده در بیست و دوم خرداد 1390ساعت 10:35 بعد از ظهر توسط مـریـم |

يكي ديگر از نكاتي كه بايد نسبت به آن آگاهي كاملي در جلسه دادگاه داشته باشيد آن است كه چنانچه در پرونده اي خوانده بوده و در برابر دعوي خواهان براي خود حقي قائليد ، به اين معني كه اگر خواهان به طرح دعوي مثلاً مطالبه وجه به مبلغ ده ميليون ريال به طرفيت شما اقدام نمود و شما نيز مبلغ يك ميليون ريال از خوانده طلبكاريد، مي توانيد در مقابل ادعاي خواهان اقامه دعوي نماييد. چنين دعوايي در صورتي كه با دعواي اصلي از سوي خواهان، ناشي از يك منشأ بوده و يا اينكه در ارتباط كامل با يكديگر باشند، دعواي متقابل ناميده شده ( در برابر دعوي خواهان به طرفيت شما، شما نيز طرح دعوي به طرفيت ايشان مي نماييد) و تواماً مورد رسيدگي قرار مي گيرد. چنانچه از نظر دادگاه، دعوي تقابل محرز نگردد، در دادگاه صالح به طور جداگانه رسيدگي مي شود. دقت نماييد كه دعوي تقابل فيمابين خواهان و خوانده بوده، لكن جايگاه آنها در ستون دادخواست تغيير كرده و خوانده پرونده اصلي، خواهان دعوي تقابل خواهد بود. اما در مبحث ورود  و جلب شخص ثالث، شخص سومي غير از خواهان و خوانده وارد پرونده شده و اين امر مورد رسيدگي از سوي دادگاه قرار مي گيرد. بنابراين دقت لازم را در اختلاف اين سه مبحث بنماييد.

بابد بدانيد زماني كه مي گوييم بين دو دعوا بايد ارتباط كامل وجود داشته باشد به اين معني است كه اتخاذ تصميم در هر پرونده ، مؤثر در پرونده ديگر باشد و چنانچه اخذ تصميم در يك پرونده ، مؤثر در پرونده ديگر نباشد، فلذا شرط احتساب يك دعوي به نام دعوي تقابل كه ارتباط كامل بين آنها بوده، برقرار نبوده و نمي توان آن را جزو دعواي تقابل محسوب نمود.

دعواي تقابل به موجب دادخواست مطرح مي گردد.

نكته مهم ديگر در اين قسمت آن است كه چنانچه قصد طرح دعواي تقابل داريد، مي بايستي تا پايان اولين جلسه دادگاه به اين امر اقدام نماييد. بنابراين مهلت تشكيل دعوي تقابل، تا پايان اولين جلسه دادگاه و به موجب برگ دادخواست خواهد بود. بعد از پايان اولين جلسه دادگاه به بعد، دعواي تقابل ديگر از شما پذيرفته نخواهد شد.

 

نوشته شده در بیست و یکم خرداد 1390ساعت 7:27 بعد از ظهر توسط مـریـم |

چنانچه هر يك از اصحاب دعوا حضور شخص ثالثي را در پرونده خود لازم دانسته به عبارتي ديگر جلب شخص ثالثي را لازم بدانند و قصد اثبات اين امر را به دادگاه داشته باشند كه فرد ديگري نيز در دعواي مطروحه مي بايستي در دادگاه حاضر شود مي توانند تا پايان اولين جلسه دادرسي جهات و دلايل مربوطه را اعلام  نموده و ظرف سه روز پس از جلسه با تقديم دادخواست از دادگاه جلب شخص ثالث را خواستار شوند چه اينكه پرونده در دادگاه نخستين مطرح باشد و يا در دادگاه استان . بنابراين دقت لازم را در اين خصوص نموده و مبحث ورود شخص ثالث را با جلب شخص ثالث اشتباه نگرفته و به تفاوتهاي موجود دقت نماييد. در جلب شخص ثالث فقط مي توانيد تا پايان اولين جلسه اين امر را به اطلاع دادگاه رسانده و ظرف سه  روز پس از جلسه نيز دادخواست جلب شخص ثالث را تقديم دادگاه نماييد لكن در دعواي ورود شخص ثالث تا زماني كه دادرسي به پايان نرسيده مي توانيد به عنوان شخص ثالث وارد پرونده شويد البته در صورت قائل بودن  حقوقي براي خود در دعواي طرفين پرونده. دادخواست جلب شخص ثالث و مدارك پيوست آن نيز به مانند دادخواست ورود شخص ثالث بايد به تعداد اصحاب دعوا به علاوه يك نسخه اضافه باشد. به مانند دعوي ورود شخص ثالث چنانچه براي ابلاغ دادخواست و مدارك پيوست آن براي طرفين دعوا مهلت كافي وجود نداشته باشد، دادگاه وقت دادرسي را تغيير داده و به اصحاب دعوا ابلاغ مي نمايد.

شخص ثالثي كه جلب مي شود ( به دادگاه فراخوانده مي شود ) خوانده محسوب شده و تمام مقررات راجع به خوانده درباره او جاري است. چنانچه بر دادگاه اثبات شود كه طرح دعواي جلب شخص ثالث به منظور تأخير در رسيدگي است مي تواند دادخواست جلب را ازدادخواست اصلي جدا نموده و به هر يك جداگانه رسيدگي نمايد. بنابراين در در صورت اطمينان از ورود به پرونده و يا جلب شخص ثالث در پرونده به اين امر اقدام نماييد تا با مشكلاتي مانند اطاله دادرسي و تحمل هزينه هايي در اين زمينه مواجه نشويد. بارها و بارها مشاهده نمودم كه شخص ثالثي در پرونده اي داراي حقوقي بوده و از طرح دعواي طرفين پرونده نيز مطلع بوده لكن از اينكه مي توانسته به عنوان شخص ثالث وارد پرونده شود و حقوق خود را مطالبه نمايد بي خبر بوده و همين عدم آگاهي باعث گرديده كه نتواند به حقوق خود دست يابد و بعدها خود مستقلاً نسبت به طرح دعوي اقدام نموده و با گذشت زمان مواجه با مشكلاتي شده است همچنين از اينكه مي بايستي شخص ثالثي را وارد پرونده نمايند لكن به دليل عدم آگاهي از اين امر آن را به اطلاع دادگاه نرسانده و يا اينكه ظرف سه روز پس ازپايان اولين جلسه دادگاه، دادخواست جلب شخص ثالث را به دادگاه ارائه نداده اند و بعدها قصد انجام اين كار را داشته اند كه به دليل عدم تجويز قانون در اين زمان اين حق از بين رفته وحقوقشان با مشكلاتي مواجه شده اند.

با مطالعه كامل مطالب فوق الذكر به تفاوت هاي اين دو مبحث ( ورود شخص ثالث و جلب شخص ثالث ) پي ببريد و در موقع لزوم از آنها استقاده كنيد.

نوشته شده در هجدهم خرداد 1390ساعت 9:31 بعد از ظهر توسط مـریـم |

نكته قابل بحث ديگر در قانون آئين دادرسي در امور مدني ورود شخص ثالث در پرونده ها مي باشد. بايد بدانيد كه هرگاه در دعوي اصلي اصحاب دعوا ( طرفين پرونده اي ) براي خود مستقلاً حقي قائل بوده و يا اينكه خودتان را در محق شدن يكي از طرفين دعوا داراي حقوقي مي دانيد، مي توانيد تا زماني كه دادرسي به پايان نرسيده به عنوان شخص ثالث وارد پرونده شويد، فرقي نميكند كه دعوا در دادگاه بدوي باشد و يا اينكه مراحل تجديدنظرخواهي خود را در دادگاه  تجديدنظر استان مي گذراند. نحوه ورود شما به پرونده نيز به اين صورت است كه بايد دادخواست ورود شخص ثالث خود را به دادگاهي كه دعوا در آنجا مطرح است تقديم نموده و منظور خود را به طور صريح در آن اعلام نماييد. فلذا چون به عنوان شخص ثالث وارد پرونده مي شويد تحت عنوان ورود شخص ثالث نامگذاري شده است.

نكته مهم ديگر آن است كه دادخواست ورود شخص ثالث، رونوشت مدارك و ضمائم آن بايد به تعداد اصحـاب دعـواي اصلي بـه علاوه يـك نسخـه اضـافـه بـاشـد و شـرايط دادخـواست اصـلي را از حيث ابطال تمبر، تعين وقت دادرسي، ابلاغ و ... دارا خـواهـد بـود. بعد از وصول داخواست شخص ثالث به دادگاه، وقت رسيدگي به دعواي اصلي به وي نيز ابلاغ خواهد شد و نسخه اي از دادخواست و ضمائم آن براي طرفين دعواي اصلي ارسال مي گردد تا درجريان طرح دعواي شخص ثالث قرار گرفته و مدارك پيوست آن را ملاحظه نمايند. چنانچه مهلت كافي براي ابلاغ دادخواست شخص ثالث به طرفين دعواي اصلي وجود نداشته باشد و وقت دادرسي دعواي اصلي نزديك باشد، به دستور دادگاه وقت دارسي تغيير و به اصحاب دعوا ابلاغ خواهد شد.

بنابراين چنانچه براي خود در دعواي ديگران حقي قائل هستيد، بايد بدانيد كه اين امر در قانون پيش بيني شده و مي توانيد آن را به دادگاه اعلام نموده و به حقوق قانوني خود در صورت اثبات آن در دادگاه برسيد.

چنانچه بر دادگاه محرز شود كه طرح دعواي شخص ثالث به منظور تباني و يا تأخير دررسيدگي دعواي اصلي است و يا اينكه رسيدگي به به دعواي اصلي وابسته به دعواي ثالث نمي باشد، دعواي ثالث را از دعواي اصلي جدا نموده و به هر يك جداگانه رسيدگي مي نمايد. ترتيبات رسيدگي در مورد شخص ثالث در هر مرحله چه نخستين يا تجديدنظر مطابق مقررات عمومي راجع به آن مرحله است.

 

 

نوشته شده در هجدهم خرداد 1390ساعت 9:29 بعد از ظهر توسط مـریـم |

با سلام خدمت تمامی خوانندگان گرامی

از اینکه در ارائه ادامه مطالب از قانون آیین دادرسی در امور مدنی و چگونگی روند دادرسی وقفه ای ایجاد شده پوزش خواسته امید است که در اولین فرصت نسبت به تکمیل آن اقدام نمایم.

امتحانان آخر ترم رشته حسابداری باعث بروز این وقفه گردیده است .

پیروز باشید.

نوشته شده در پانزدهم خرداد 1390ساعت 11:54 قبل از ظهر توسط مـریـم |

در مواردي خواهان مي تواند براي احقاق حقوق قانوني خود نسبت به درخواست قرار تأمين خواسته اقدام نمايد. البته اين درخواست مي تواند قبل از تقديم دادخواست يا همزمان با تقديم دادخواست و يا در جريان دادرسي، مادامي كه رأي قطعي صادر نشده باشد صورت پذيرد. لازم است بدانيد كه دادگاه مكلف به قبول آن است. ممكن است تا زمان تشكيل جلسه دادرسي و قبل از قطعيت دادنـامه و اجراي حكم، خواهـان بخواهـد نسبت به تـأمين خواسـته خود از امـوال و دارايي هاي خوانده اقدام نمايد اين امر باعث خواهد شد كه حقوقش محفوظ بماند البته در صورت تحقق شرايط ذيل الذكر:

1-    دعوا مستند به سند رسمي باشد مانند مطالبه وجوه چك و سفته، مطالبه مهريه كه مستند به سند رسمي ازدواج است.

2-    خواسته در معرض تضييع و تفريط باشد ( تا زمان جلسه دادگاه احتمال از بين رفتن خواسته مورد نظر وجود داشته باشد ).

3-    خواهان نسبت به پرداخت خسارات احتمالي كه ممكن است از توقيف نمودن اموال خوانده به وي وارد آيد در صندوق دادگستري اقدام نمايد.

4-    در مواردي از قبيل اوراق تجاري واخواست شده به موجب قانون،كه دادگاه مكلف به قبول آن مي باشد. مانند سفته

نكته مهم در اين مبحث، پرداخت خسارت احتمالي است كه تعيين مبلغ آن با در نظر گرفتن ميزان خواسته و با نظر دادگاهي است كه اين درخواست را مي پذيرد. بايد بدانيد كه صدور قرار تأمين خواسته موكول به پرداخت خسارت احتمالي خواهد بود. بنابراين چنانچه خواهان نسبت به طرح اين درخواست اقدام نمايد مي بايستي ابتدا مبلغ خسارت احتمالي كه از طرف شعبه مربوطه مشخص مي گردد را پرداخت نمايد و اگر اين امر صورت نپذيرد، قرار تأمين خواسته صادر نخواهد شد. فلسفه بنيان آن هم آن است كه اگر خواهان قصد تأمين خواسته خود را  دارد و در اين بين، اموال و دارايي هاي خوانده را توقيف نمايد فلذا تا صدور رأي دادگاه و زمان اجراي حكم، مدت زماني گذشته و خوانده عملاً از اموال و دارايي هاي توقيف شده خود بي نصيب مانده و چه بسا خساراتي را نيز متحمل گردد. در اين بين تنها پرداخت خسارت احتمالي از سوي خواهان مي تواند جبران مافات كند البته در صورت صدور حكم به بي حقي خواهان. در اين صورت ( صدور حكم به بي حقي خواهان يا بطلان دعوا ) خوانده حق دارد ظرف بيست روز از تاريخ ابلاغ حكم قطعي، خساراتي را كه از قرار تأمين به او وارد شده است را با تسليم دلايل به دادگاه صادر كننده قرار مطالبه كند. مطالبه خسارت در اين مورد بدون رعايت تشريفات دادرسي ( ابطال تمبر – تعيين جلسه دادگاه ) صورت مي گيرد. در صورتي كه خوانده در مهلت مقرر، مطالبه خسارت ننمايد وجهي كه بابت خسارت احتمالي سپرده شده به درخواست خواهان به او مسترد مي شود.

درخواست تأمين از دادگاهي مي شود كه صلاحيت رسيدگي به دعوا را دارد. بايد بدانيد در صورتي كه نسبت به درخواست قرار تأمين خواسته قبل از طرح دعوي اصلي اقدام نموديد، فقط ظرف ده روز از تاريخ صدور قرار تأمين خواسته مهلت داريد تا نسبت به طرح دعوي اصلي خود اقدام كنيد، در غير اين صورت ( عدم طرح دعوي اصلي بعد از ده روز از تاريخ صدور قرار تأمين خواسته ) دادگاه به درخواست خوانده، قرار تأمين را لغو مي نمايد و اين يعني تضييع حقوق خواهان . دانستن اين نكته موجب خواهد شد تا بتوانيد از حقوق قانوني خويش در اين زمينه دفاع كنيد. به عنوان مثال ابتدا درخواست قرار تأمين خواسته از اموال و دارايي هاي خوانده را به مبلغ يكصد ميليون ريال بابت يك فقره چك از دادگاه نموديد و ازآنجاييكه چك جزو اوراق تجاري محسوب شده و موجبات صدور قرار فراهم است، دادگاه محترم نيز قرار تأمين را صادر مي نمايد و شما از تاريخ صدور اين قرار فقط ظرف ده روز فرصت داريد كه مطالبه وجه چك مورد نظر خود را به دادگاه تقديم نماييد و چنانچه ظرف ده روز از تاريخ صدور قرار،  دادخواست خود را تقديم دادگاه ننماييد دادگاه به درخواست خوانده قرار تأمين را لغو مي نمايد.

نكته مهم ديگرآن است كه درخواست تأمين در صورتي پذيرفته مي شود كه خواسته معلوم و مشخص و يا عين معين باشد و در خصوص خواسته هاي نامعلوم و مجهول قرار تأمين صادر نخواهد شد.

قرار تأمين به طرف ابلاغ ( خوانده ) مي شود ، خوانده حق دارد ظرف ده روز به اين قرار اعتراض كند. دادگاه در اولين جلسه به عتراض رسيدگي نموده  و نسبت به آن تعيين تكليف مي نمايد. بدانيد كه قرار تأمين بايد فوري به خوانده ابلاغ و پس از آن اجرا شود و در صورتي كه ابلاغ فوري ممكن نباشد و تأخير در اجرا باعث تضييع يا تفريط خواسته گردد، ابتدا قرار تأمين اجرا و سپس ابلاغ مي شود.

اقسام تأمين

تأمين در اين قانون عبارت است از توقيف اموال اعم از منقول و غيرمنقول. چنانچه خواسته عين معين بوده و توقيف آن ممكن باشد، دادگاه نمي تواند مال ديگري را به جاي آن توقيف نمايد. مانند استرداد يك دستگاه اتومبيل با مشخصات معلوم ، در صورتي كه خواسته عين معين نباشد و يا عين معين بوده ولي توقيف آن ممكن نباشد، دادگاه معادل قيمت خواسته از ساير اموال خوانده توقيف مي كند.

در صورتي كه تأمين مالي منتهي به فروش آن گردد، رعايت مستثنيات دين الزامي است .( در اين خصوص متعاقباً بحث خواهد شد. )

لازم به ذكر است در صورتي كه اموال توقيف شده محصولاتي باشند كه در معرض تضييع باشند بدون رعايت تشريفات و با تصميم دادگاه به فروش رسيده، وجوه حاصل از آن در حساب سپرده دادگستري به امانت گذاشته خواهد شد. مواد 108 الي120 ق . آ . د. م

اگر قصد داريد كه همزمان با طرح دعوي در دادگاه ، نسبت به درخواست قرار تأمين خواسته اقدام نماييد، موارد فوق الذكر را مد نظر قرار دهيد.

 

 

نوشته شده در ششم خرداد 1390ساعت 10:58 قبل از ظهر توسط مـریـم |

در مواردي ممكن است به دلايل بروز اتفاقاتي در جريان دادرسي، دادخواست شما استرداد و يا توقيف گردد بنابراين بهتر است كه اطلاعات كاملي در اين زمينه داشته باشيد تا در صورت بروز اين مسائل راه چاره را بدانيد و خداي ناكرده به دليل عدم آگاهي از آنها دچار مشكلاتي در پرونده خود نشويد.

هرگاه يكي ازطرفين پرونده فوت نموده و يا محجور شود ( فردي كه از دخل و تصرف در اموال خود به دلايلي مانند جنون، ورشكستگي و ... ممنوع گردد يعني اينكه اجازه نداشته باشد اموال خود را بفروشد، مالي را بخرد يا به اجاره دهد و ... ) و يا اينكه سمت فردي كه به موجب آن سمت در دادرسي داخل گرديده مثل وكيل، ولي، قيم و ... از بين برود، دادگاه رسيدگي را به طور موقت متوقف كرده و مراتب را به طرف مقابل اعلام مي نمايد. پس از تعيين جانشين و درخواست ذي نفع، جريان دادرسي ادامه مي يابد مگر آنكه فوت يا حجر يا از بين رفتن سمت يكي از اصحاب دعوا تأثيري نسبت به ديگران نداشته باشد كه در اين صورت دادرسي نسبت به ديگران ادامه خواهد يافت.

چنانچه يكي از اصحاب دعوا توقيف يا زنداني شده و يا به مأموريت نظامي يا دولتي و يا مسافرت ضروري برود دادرسي متوقف نمي شود اما دادگاه مهلت كافي براي تعيين وكيل به آنان خواهد داد. اين نكته را به ياد داشته باشيد كه در صورت بروز هر يك از موارد فوق دادگاه را مستحضر نماييد تا حقوق تان در پرونده محفوظ بماند .

ترتيب استرداد دعوا و دادخواست به شرح ذيل است كه دقت و توجه كامل شما را در اين زمينه مي طلبد. بارها مشاهده نمودم كه افراد، اختلاف بين آنها را درك نكرده و از آنجايي كه مي توان بعد از صدور يك سري از آرا وگذشت مهلت تجديدنظر خواهي و قطعيت دادنامه، دوباره به طرح همان دعوي اقدام كرد و بعد از صدور يك سري از آرا و قطعيت دادنامه، ديگر نمي توان نسبت به طرح همان دعوي اقدام كرد لكن اكثريت مردم از اين موضـوع بي خبرند و همين عدم آگـاهي باعث گرديده، آنجايي كه مي توانند طرح دعـوي كنند به خيـال اينكه نمي توانند، اقدام نمي نمايند و آنجايي كه نمي توانند طرح دعوي كنند به اين امر اقدام نموده و با مشكلاتي مانند گذشت زمان، تحمل هزينه هاي پرونده و ...  مواجه شده اند.

الف ) هر زمان كه خواهان تا اولين جلسه دادگاه، دادخواست خود را مسترد كند يعني تقاضاي مختومه شدن پرونده را نمايد چه به صـورت كتبي و چه به صورت شفـاهي در صورت جلسـه دادگاه ، قرار ابطـال دادخواست صـادر مي شود. دقت كنيد كه قرار ابطال صادر مي شود، در صورت صدور قرار ابطال داخواست، مي توانيد مجدداً نسبت به طرح همين دعوي اقدام نماييد.

ب ) اگر خواهان تا زماني كه دادرسي به پايان نرسيده دعواي خود را استردادكند يعني تقاضاي مختومه شده پرونده را نمـايد، در اين صورت دادگـاه قرار رد دعـوا صادر مي نمايد. در صـورت صـدور قرار رد دعـوي، نيز مي توانيد مجدداً نسبت به طرح همين پرونده اقدام نماييد.

ج ) استرداد دعوا بعد از ختم مذاكرات اصحاب دعوا در موردي امكان پذير است كه يا خوانده دعوي راضي بوده و يا اينكه خواهان از دعواي خود به طوركلي صرف نظركند. در اين صورت دادگاه قرار سقوط دعوا را صادر خواهد كرد. در صورت صدور قرار سقوط دعوا، ديگر نمي توانيد نسبت به طرح همين پرونده اقدام نماييد. دقت كنيد زماني كه قرار سقوط دعوا صادر شد ديگر نمي توانيد همان پرونده را مطرح نماييد. بنابراين دقت لازمه را در خصوص قرارهاي صادره فوق بنماييد. ماده 107 ق.آ.د.م

 

  

 

 

 

نوشته شده در چهارم خرداد 1390ساعت 2:15 بعد از ظهر توسط مـریـم |

قبل از شروع اين قسمت مجدداً تأكيد مي نمايم كه اگر از هر عنواني شروع به خواندن اين مطالب نموديد و قصد عمل به آن را داريد حتمأ مقدمه نويسنده را مطالعه كنيد تا هدف از تشكيل اين وبلاگ كه آشنايي شما عزيزان با روال دادرسي است برايتان روشن گردد. لازم به ذكر مي دانم كه ساده نويسي آن به جهت درك بهتر شما بوده، هر قسمت از آن داراي اهميت ويژه اي است و نبايد آنها را بي اهميت تلقي نموده و از كنار آن به راحتي بگذريد.

جلسه دادرسي، خصوصاً جلسه اول دادرسي بسيار مهم تلقي شده و داراي يك سري اختياراتي براي خواهان بوده كه داشتن اطلاعات لازم در اين زمينه راهگشاي شما خواهد بود.

بايد بدانيد كه هر يك از طرفين دعوا مي توانند در جلسه مقرر دادگاه حاضر شده، يا در صورت عدم حضور لايحه بفرستند ويا وكيل به دادگاه معرفي نمايند. البته به دفعات هم مشاهده شده كه عليرغم معرفي وكيل و حضور در دادگاه، لايحه نيز تقديم نموده اند. در هر چهار صورت مذكور، رسيدگي به پرونده براي خوانده حضوري محسوب شـده و بـا فرض صـدور رأي، حق اعتـراض به دادگـاه تجـديـد نظر استـان، ظرف بيست روز پس از ابـلاغ دادنـامـه ( رأي دادگـاه ) بـراي خـوانـده محفـوظ است ( اگر در پرونـده وكيـل داريـد، بـايد بدانـيد كـه ابتـداي مهـلت تجديد نظر خواهي شما از رأي دادگاه، از تاريخ ابلاغ به وكيل تان محسوب مي گردد. ، البته در صورت دادن اختيار وكالت به و كيل تان در مرحله دادگاه تجديد نظر استان ).

بعد از صدور رأي و پس از مطالعه آن با وكيل تان مشورت كنيد و نظر ايشان را در خصوص اعتراض و يا عدم اعتراض به آن با ذكر دلايل كافي جويا شده، از محتويات لايحه دفاعيه و اوراق پيوست وكيل تان مطلع گرديد. پرونده خود را به زعم اينكه وكيل داريد رها ننماييد و در جريان مرحله به مرحله دادرسی قرار بگيريد.

بايد بدانيد زماني كه اخطاريه دادگاه مبني بر حضور شخص شما در جلسه دادگاه به رؤيت تان رسيد به اين معني است كه دادگاه حضور شما را براي رسيدگي به پرونده لازم دانسته شده بنابراين حضور شما الزامي خواهد بود. ( به اين نكته دقت كافي داشته باشيد .)

چنانچه در دادگاه حاضر نشده، وكيل معرفي ننموده و لايحه نيز تقديم پيوست پرونده ننموده ايد، دادگاه به پرونده رسيدگي نموده و عدم حضور شما و وكلاي شما مانع رسيدگي نخواهد بود مگرآنكه دادگاه نياز به حضور خواهان و اخذ توضيح از وی را داشته باشد بدين معني كه بدون اخذ توضيح از خواهان قادر به رسيدگي نبوده و نمي تواند رأي دهد اين امر به شرح اخطاريه اي به خواهان ابلاغ خواهد شد. در صورت رؤيت چنين اخطاريه اي و عدم حضور در دادگاه و دادن توضيح لازم به دادگاه، دادخواست شما ابطال خواهد شد. بنابراين اوراق قضايي را جدي بگيريد.

نكته مهم ديگر براي رعایت درجلسه دادرسي اين است كه شخص خواهان بايد اصل اسناد و اوراقي را كه پيوست دادخواست خود نموده است به دادگاه ارائه نمايد. هم چنين خوانده نيز بايد اصل  اسنادي را كه مي خواهد به عنوان دفاع از خود استناد نمايد در جلسه دادرسي حاضر نمايد.

اگر ازارائه اصل مدارك و اسناد فوق خودداري كنيد چنانچه سند شما عادي باشد (در دفاتر اسناد رسمي ثبت و تنظيم نشده باشد ) و مورد ترديد و انكارواقع گردد، از شمار ادله خوانده خارج خواهد شد واگر دادخواست مستند به دلايل ديگري نباشد براي خواهان ، ابطال خواهد شد چنانچه دلايل ديگر در پرونده موجود است دادگاه به آن دلايل رسيدگي خواهد نمود.

چنانچه مهلت كافي براي ارائه اسناد به دادگاه در اختيار نداريد مي توانيد اين امر را به دادگاه اعلام نماييد، در صورتي كه دادگاه اين امر را مقرون به صحت تشخيص دهد با تعيين جلسه خارج از نوبت نسبت به موضوع رسيدگي خواهد كرد.

نكته بسيار مهم كه بيشتر مراجعان به محاكم قضايي از آن بي خبرند آن است كه شخص خواهان مي تواند خواسته خود را در طول تمام مراحل دادرسي كم كند ولي افزايش خواسته و يا تغيير خواسته در صورتي ممكن است كه با دعواي مطرح شده مربوط بوده و يا به عبارتي ديگر، منشأ واحدي داشته باشد و تا پايان اولين جلسه دادرسي به دادگاه اعلام شده باشد. به عنوان مثال مطالبه مبلغ چك در دادخواست تقديمي هشتاد ميليون ريال بوده و خواهان در جلسه اول دادگاه خواسته خود را به هفتاد ميليون ريال كاهش ميدهد و اختيار كاهش مبلغ خواسته را نيز تا پايان دادرسي دارد لكن چنانچه به عنوان مثال مطالبه مبلغ هشتاد ميليون ريال را تقديم نموده و قصد افزايش اين مبلغ را به هشتاد و پنج ميليون ريال دارد يا دعوي مطالبه اجرت المثل را تقديم دادگاه نموده و قصد تغيير خواسته خود را به مطالبه اجرت المسمي دارد بايد تا پايان جلسه اول دادرسي نسبت به اين امر اقدام كند ( دو خواسته فوق با يكديگر در ارتباط بوده و داراي منشأ واحدي مي باشند. )

نكته بسيار مهم ديگر در اين خصوص آن است كه طرفین به خیال آنـكه نتوانستند درجلسه دادگـاه به هر دليلي حاضر شوند ( بيماري –  مسافرت و ...) و چنانچه مدارك مربوطه مثل گواهي پزشكي را به دادگاه ارائه كنند جلسه دادگاه به تأخير خواهد افتاد در حالي كه اين امر حادث نخواهد شد و جلسه بدون حضور شما برگزار خواهد شد، تنها استثناء در اين مورد آن است كه دادگاه مي تواند به درخواست و رضايت طرفين پرونده فقط براي يك بار وقت دادرسي را به تأخير بيندازد. بنابراين چنانچه از شركت در جلسه دادگاه به هر دليلي معذوريد، وكيل به دادگاه معرفي نماييد و يا اينكه با رضايت طرف مقابل خود از دادگاه بخواهيد كه وقت ديگري براي رسيدگي به پرونده تعيين نمايد.

چنانچه دعاوي ديگري در محاکم درحال رسيدگي داريد كه به دعواي فعلي شما ارتباط دارد اين امر را به اطلاع دادگاه محترم برسانيد و چنانچه درهمين شعبه مطرح مي باشد، دادگاه به تمامي آنها يكجا رسيدگي خواهد نمود و شما و وكلاي شما موظفيد كه دادگاه را از دعاوي مزبور مستحضر نماييد.

اميدوارم با مطالعه موارد فوق الذكر به اهميت جلسه دادرسي و خصوصاً جلسه اول دادگاه پي برده و بر حسب موضوع از آن استفاده كنيد.

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در یکم خرداد 1390ساعت 10:47 بعد از ظهر توسط مـریـم |


آخرين مطالب
»
» ترتیب رسیدگی به جرایم اطفال
» ...
» رای غیابی
» ترتیب رسیدگی و صدور رای
» محرم و احیای فرهنگ انتظار
» وکالت در دادگاهها
» غدیر و حمایت از ولایت
» فرزند خواندگی
» کیفیت محاکمه و اقدامات قاضی پس از ختم تحقیقات

Design By : Pichak